for me
part: 6
بعد از خوردن غذا رفتیم سر کلاس دو باره به مزخرفات معلم گوش دادیم
زنگ بعدی باید میرفتم طبقه بالا پیش اتاق معاون تا کارای پروندم رو تکمیل کنم و همینکه زنگ خورد به بچها اطلاع دادم و خودم رفتم
طبقه بالا خیلی خلوت بود و چراغ های کمی روشن بود و انگار کلاس ها خالی بودن
بعد از در زدن وارد شدم
معاون: خب اقای مین مدارکی که خاستم رو اوردی؟
-:بله بفرمائید
معاون: خب میتونی بری
-:ببخشید چرا این طبقه خالیه؟
معاون: طبقه بالا رشته های حسابداری و گرافیکه و امروز کلاس نداشتن چون امتحاناشون زودتر شروع شده
-:متوجه شدم، من رفتم
بعد از تعظیم کوتاهی از اتاق خارج شدم
اون طرف تر دیدم ا/ت با یه پسره داشتن میرفتن توی یکی از کلاس های خالی
یدقه صبر کردم و به این فکر کردم که برم یا نه؟
بیخیال بابا بمن چه هرکاری میکنن بکنن
راهمو کج کردم...اره بابا بمن چه
اروم اروم سعی کردم قدم بردارم تا صدامو نشنون و رسیدم پشت در بالاخره
ها چیه؟
رفتم دیگه
یه کنجکاویه سادست
یدفه صدای بلند ا/ت رو شنیدم
+:این مزخرفاتو ولش کن بگو چی میخای سوهو چته؟
پسره: دختر من خودتو میخوام، گفتم که
+:وای تروخدا دست از سرم بردار
و صدای پای ا/ت رو شنیدم که بعد چند دقیقه متوقف شد و باز بلند تر گفت
+:سوهو دست نزن بهم برو کنار میخام برم بیرون
بعدش صدای کتک زدن اومد
ا/ت رو زد؟
با شوک در کلاس رو با شتاب زیاد باز کردم که حس کردم انگار کسی پشت در بود و له شدش با باز کردن در
رو به روم رو دیدم که ا/ت وایساده بود و با شوک نگاهم میکرد و بنظر خوب میوند، بعدش نگاهی به پشت در انداخت و قیافش طوری شد که انگار داره از خنده پاره میشه ولی داره به زور جلوش رو میگیرع
ویو ا/ت*
داشتم با سوهو بحث میکردم باز بهم گیر داده بود
وقتی میخاستم از کلاس برم بیرون اومد جلوم بخاطر همین یدونه زدم تو گوشش که یدفه در با شدت باز شد و شوگا رو دیدم
اولش شوکه شدم ولی بعد که وضع سوهو رو دیدم به زور جلوی خودمو گرفتم که نخندم
شوگا چند قدمی نزدیک شد تا جویای حال سوهو بشه ولی دستشو گرفتم و دنبال خودم کشوندمش و بردمش
بعد از خوردن غذا رفتیم سر کلاس دو باره به مزخرفات معلم گوش دادیم
زنگ بعدی باید میرفتم طبقه بالا پیش اتاق معاون تا کارای پروندم رو تکمیل کنم و همینکه زنگ خورد به بچها اطلاع دادم و خودم رفتم
طبقه بالا خیلی خلوت بود و چراغ های کمی روشن بود و انگار کلاس ها خالی بودن
بعد از در زدن وارد شدم
معاون: خب اقای مین مدارکی که خاستم رو اوردی؟
-:بله بفرمائید
معاون: خب میتونی بری
-:ببخشید چرا این طبقه خالیه؟
معاون: طبقه بالا رشته های حسابداری و گرافیکه و امروز کلاس نداشتن چون امتحاناشون زودتر شروع شده
-:متوجه شدم، من رفتم
بعد از تعظیم کوتاهی از اتاق خارج شدم
اون طرف تر دیدم ا/ت با یه پسره داشتن میرفتن توی یکی از کلاس های خالی
یدقه صبر کردم و به این فکر کردم که برم یا نه؟
بیخیال بابا بمن چه هرکاری میکنن بکنن
راهمو کج کردم...اره بابا بمن چه
اروم اروم سعی کردم قدم بردارم تا صدامو نشنون و رسیدم پشت در بالاخره
ها چیه؟
رفتم دیگه
یه کنجکاویه سادست
یدفه صدای بلند ا/ت رو شنیدم
+:این مزخرفاتو ولش کن بگو چی میخای سوهو چته؟
پسره: دختر من خودتو میخوام، گفتم که
+:وای تروخدا دست از سرم بردار
و صدای پای ا/ت رو شنیدم که بعد چند دقیقه متوقف شد و باز بلند تر گفت
+:سوهو دست نزن بهم برو کنار میخام برم بیرون
بعدش صدای کتک زدن اومد
ا/ت رو زد؟
با شوک در کلاس رو با شتاب زیاد باز کردم که حس کردم انگار کسی پشت در بود و له شدش با باز کردن در
رو به روم رو دیدم که ا/ت وایساده بود و با شوک نگاهم میکرد و بنظر خوب میوند، بعدش نگاهی به پشت در انداخت و قیافش طوری شد که انگار داره از خنده پاره میشه ولی داره به زور جلوش رو میگیرع
ویو ا/ت*
داشتم با سوهو بحث میکردم باز بهم گیر داده بود
وقتی میخاستم از کلاس برم بیرون اومد جلوم بخاطر همین یدونه زدم تو گوشش که یدفه در با شدت باز شد و شوگا رو دیدم
اولش شوکه شدم ولی بعد که وضع سوهو رو دیدم به زور جلوی خودمو گرفتم که نخندم
شوگا چند قدمی نزدیک شد تا جویای حال سوهو بشه ولی دستشو گرفتم و دنبال خودم کشوندمش و بردمش
- ۱۰.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط